تبليغاتX
موج سینوسی
غروب  روز های سرد پاییز که خسته و کوفته از دانشگاه بر می گردم وقتی توی اتوبوس می نشینم ََُُچشمم روی آدم هایی که روبه رویم نشستند حرکت می کند و ناحود آگاه به تحلیل صورت هایشان مشغول می شوم.دیروز داشتم به این قضیه فکر می کردم که اگر بخواهم آدم ها را به کتاب تشبیه کنم هر کدام چه نوع کتابی می توانند باشند.این فکر باعث شد که ذهنم به سراغ مطلبی برود که چند مدت پیش درمورد همین قضیه خوانده بودم:

بعضی آدمها جلد زرکوب دارند .بعضی جلد ضخیم و بعضی جلد نازک.

بعضی آدمها با کاغذ کاهی چاپ می شوند و بعضی با کاغذ خارجی.

بعضی آدمها ترجمه شده اند.

بعضی آدمها تجدید چاپ می شوند و بعضی فتوکپی آدمهای دیگر هستند.

بعضی آدمها با حروف سیاه چاپ می شوند و بعضی صفحات رنگی دارند.

بعضی آدمها تیتر دارند .فهرست دارندو روی پیشانی بعضی آدمها نوشته اند : حق هر گونه استفاده ممنوع و محفوظ است.

بعضی آدمها قیمت روی جلد دارند .بعضی با چند درصد تخفیف به فروش می رسند و بعضی آدمها  بعد از فروش پس گرفته نمی شوند.

بعضی آدمها  را باید جلد گرفت.بعضی آدمها  را می شود توی جیب گذاشت.بعضی آدمها  را می توان در کیف مدرسه گذاشت.

بعضی از آدمها  نمایشنامه اند و در چند پرده نوشته می شوند.بعضی آدمها  فقط جدول و سرگرمی دارند و بعضی از آدمها  معلومات عمومی هستند.

بعضی آدمها  خط خوردگی دارند و بعضی غلط چاپی.

از روی بعضی از آدمها  باید مشق نوشت و از روی بعضی آدمها باید جریمه نوشت.

بعضی  ازآدمها  را باید چند بار بخوانیم تا معنی آنها را بفهمیم و بعضی آدمها را باید نخوانده دور انداخت.

حالا به نظر شما مطابق با این مطلب هر کدام از ما جزو کدام دسته از این کتاب ها هستیم

+ نوشته شده توسط naramsin در پنجشنبه 1386/09/22 و ساعت 10:52 |