تبليغاتX
موج سینوسی
چند روزیه که اتفاقات اطرافم من را به تعجب در مورد خلقت آدم ها واداشته. برام جالبه وقنی می بینم دو نفر چقدر گرم و صمیمی دست هم را می فشارند و چقدر خونسرد با همون لبخند دوست داشتنی شون به هم خنجر می زنند و من درد می کشم وقتی از زبان همین انسان ها مفهوم واقعی دین و انسان را می شنوم. درد می کشم وقتی می بینم که این ها مدافع دین ما هستند و ما محکوم به پیروی از این الگو های ذی صلاح .و درد بزرگتر این است که در نظر این افراد انسان نما ، لادین  هم حساب می شویم.

نمی خواهم تعمیم بدهم ولی نمی دونم چرا کسانی که باید مبلغ دین ما باشند، کسانی که باید خود الگویی برای انسان های دیگر باشند، تنها واعظان خوبی هستند. خدایا این بندگان تو آبات آسمانی تو را برای من و امثال من تفسیر می کنند، خدایا این آیات تو برای این انسان های گرگ نما وسیله ای شده که از نردبان تزویر با لا روند و روز به روز اوج گیرند.

خدایا گله دارم. از این همه دورویی، از این همه تزویر.چرا بذر ریا را در این جامعه به اصطلاح اسلامی کاشتی؟نکنه به همون زمانی رسیدیم که پیامبرمون گفت : دوره ای میشود که از اسلام فقط نام آن باقی می ماند. احساس می کنم در زمانی دست و پا می زنیم  که تعداد معاویه ها و عمر و عاص ها بیداد می کند.خدایا به هر طرف این جامعه که نگاه می کنم نامروتی می بینم.به هر کس که با مردی سلام می دهم جواب نا مردی می شنوم.

خدایا چاره کار چیست؟  شاید بهترین کار رفتن از جایی باشد که آدمهاش فقط رنگ و لعاب مسلمانی دارند‍. شاید بهتر باشه به جایی برویم که مسلمانی فقط در گرو دین نباشد.ممکته خیلی ها بگن هر جا بری آسمان همین رنگ است.ولی دوستان مهم رنگ آسمان نیست .مهم این است که  که آدم هاش این رنگی نباشند.

واعظان کاین جلوه در محراب و منبر می کنند       چون به خلوت می روند آن کار دیگر می کنند

+ نوشته شده توسط naramsin در پنجشنبه 1386/11/11 و ساعت 12:25 |