" علم بهتر است یا ثروت؟"
و ما تحت تاثیر تفکرات پاک کودکانه و تلقین های بزگتر ها که خیلی هایش را هم باور نداشتند با صدای بلند فریاد می زدیم" علم"و تلاش می کردیم با همان کلمات کودکانه امان از این ادعا دفاع کنیم.
اکنون شاید ۱۰ سال و یا بیشتر از آن دوران می گذرد یک عده صندلی های دانشگاه را پر کرده ایم و عده ای دیگر وارد بازار کار شده ایم و گروهی هم کار و درس را همزمان تجربه می کنیم.گروهی متاهلیم و عده ای دیگر شیرینی و بی خالی دوران تجرد را تجربه می کنیم.به هر حال هر کس که باشیم و در هر کدام از این گروه ها که جا بگیریم مطمئنا آرزوهایی را داریم که به نوعی یک سر آن به پول گره خورده است. به قول یکی از دوستان هم کلاسی برای داشتن تفریحات مختلف پول جزو لاینفک قضیه است. حتی به اعتقاد او رسیدن به تحصیل نیز از طریق ثروت امکان پذیر است. با وجودی که سعی می کنم با این گونه تفکرات مادی مقابله کنم و ثبات فکری خود را در این ارتباط که چیز های مهم تری از مادیات هم وجود دارد که بتوان آنها را به عنوان معیاری برای ارزش گذاری در نظر گرفت اما نا خود آگاه با مشاهده موفقیت افراد ثروتمند و از همه بدتر مشاهده ارزش های نادرست و جدیدی که به تازگی در سایه ثروت به وضوح قدرت نمایی می کند گاهی ناخواسته دچار تزلزل در تفکراتم می شوم.
حال به نظر شما اگر الان موضوع انشا زندگیمان با این عنوان بود آنگاه بلندی صدای ما کدام یک از این دو کلمه را به خود اختصاص می داد؟

